..اضافه به علاقمندي ها (Add To Favorites)

جستاری بر خلیج فارس

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 0.00 (0 رای)

1 - جستاري بر خليج فارس ( اقتباس از اطلس فرهنگی استان هرمزگان)

استان هرمزگان به لحاظ واقع شدن درموقعيت شمالي تنگه هرمزبه عنوان مدخل ورودي خليج فارس ودارا بودن بيشترين سواحل وجزاير درخليج فارس ازجايگاه ژئوپولتيك واستراتژيك خاص و ويژه اي برخوردار است كه جهت ترسيم تصويري واضح تر مروري خواهيم داشت برتاريخ و ويژگيهاي خليج فارس.

 

 

 

 

 

 

1-1. وضعيت جغرافيائي و سابقه تاريخي خليج فارس

خليج­فارس كه ازپيشرفتگي آب دريا درخشكي شكل گرفته است و"ازپديده هاي دوران سوم زمين شناسي است و حدود 30 ميليون سال قبل بوجود آمده است، وسعت قبلي آن شايد دو برابر وسعت فعلي بوده است. كوچك شدن خليج فارس دراثر تحولات زمين شناسي و ريزش رسوبات رودخانه اي طي ميليونها سال  بوده است."( الهي ,  1379 : 10)

حدود خلیج فارس ازمصب اروند رود كه خود از پيوستن دجله وفرات بوجود آمده است تا شبه جزيره مْسندُم درعمان امتداد وازطريق درياي عمان با اقيانوس هندارتباط دارد. تنگه هرمزحد فاصل آن تا درياي عمان مي باشد ولي عموماً تنگه هرمز را بخشي ازخليج فارس مي دانند, از اهميت اين تنگه همين بس كه اگر خليج فارس توسط اين راه آبي باآبهاي آزاد جهان ارتباط نمي­يافت خليــج فــارس بصورت مردابـي­كم آب وشوره زاري خشك درمي آمد. طبق محاسبات بعمل آمده هر سال56 متر از سواحل شمالي خليج فارس در دريا پيش مي رود."( همان ماخذ :11)

طول خليج فارس در منابع مختلف متفاوت است برخي آن را 800 کیلومتر و برخي ديگر 1000 كيلومتر ذكر كرده­اند و عرض آن نيز بين 185 تا 333 كيلومتر بوده و مساحت آن به 232850 كيلومتر مربع می رسد. فاصله بندرعباس تا انتهاي خليج فارس (درغرب دهانه فاو) 1375 كيلومتراست. "عمق خليج فارس بطورمتوسط 25 تا 35 متراست كه درتنگه هرمز به حدود 100 متر مي رسد درحاليكه عمق آب در درياي عمان به 3 هزار متربالغ مي گردد." ( همان ماخذ:12 )

منطقه خليج فارس به لحاظ آب و هوايي از نواحي گرم و مرطوب بوده ، درجه حرارت این منطقه در تابستان 32 تا 34 درجه و بيشترين آن 52 درجه گزارش شده است كه تنها 4 درجه از بيشترين درجه حرارت در جهان كمتر است.

موقعيت تاريخي خليج فارس نيزحائز اهميت است خليج فارس در زمره قديمي ترين درياهايي است كه انسان متمدن شناخته است تا جايي كه برخي از نويسندگان " خليج فارس" را گاهواره تمدن دنيا دانسته وآن را مبداء پيدايش نوع بشرمي دانند و ساكنان باستاني­اش را نخستين انسانهايي معرفي نموده­اند كه روش دريانـوردي را آموخته و كشـتي را اخـتراع كرده­اند.

اين منطقه از جهان نه تنها مركز پيدايش نخستين تمدن ها وخاستگاه پيامبران عظيم الشان بوده بلكه تمدنها واقوام بسياري از اين نقاط به سايرجهان راه یافته اند مهمترين آنها آكادي ها ، ايلامي ها ، سومري ها ، كلداني ها ،آشوري ها، بابلي ها ، مصري ها ،كنتاني ها ، وفينيقي ها بوده اند. ايرانيان نيز مانند ساير اقوام وقتي تمدن خود را پايه گذاري نمودند به اهميت اين دريا پي بردند به طوري كه داريوش هخامنشي دريا سالار خود" سيلاك "را با دويست فروند كشتي مامور كشف سواحل و جزاير خليج فارس وكرانه هاي مكـران تا مصب رود سند نمود.( الهي : ص 1382 : 10-14 )

در دوران مادها خليج فارس در زمره يكي از ايالت­هاي جنوب غربي و سپس جزو ساتراپ(استان) چهاردهم دولت ماد به نام " درنگيانه " و بخشي از كرمان بود. در دوران هخامنشيان اين جزايراز جمله جزيره هاي ابوموسي، تنب بزرگ وكوچك به موجب بند 6 ستون اول كتيبه بيستون جزء استان پارس بوده است.

در دوران اشكانيان در روزگار مهرداد اول ( 171 - 138 ق . م ) بنادر و جزيره هاي پارس تحت حكومت اشكانيان قرارداشت. در عهد ساسانيان جزاير و بنادر خليج فارس جزء قلمرو ايران وكوره ( شهر ) اردشير ، خوره ( استان ) پارس و جزء پادكسيان نيمروز بود.

اما كهن ترين نامي كه از خليج فارس بر جاي مانده نامي است كه آشوريان پيش از ورود نژاد آريا به فلات ايران بر اين دريا گذاشته اند. دركهن كتيبه هاي آشوري ازاين دريا به نام " ناره ماره تو " به معناي "رود تلخ" يا "درياي تلخ" ياد شده است. ( اقتداري : 1383 :2)

"پس از ورود اسلام به ايران در دوره «آل بويه» بنادر و جزاير سراسركرانه هاي خليج فارس در قلمرو فرمانروايي آنها قرار داشت. حاكميت ايران بر خليج فارس وجزايرآن با ورود استعمارگران پرتغالي و آغاز فعاليتهاي استعماري آنان به مدت يك قرن خدشه دار گرديد.

در روزگار سلطنت شاه عباس صفوي پس از يك دوره طولاني نبرد به فرماندهي امام قلي خان جزاير و بنادر ايران در خليج فارس ازجمله ابوموسي، قشم ، هرمز و بحرين از اشغال پرتغال درآمد و بندرگمبرون به بندرعباس تغيير نام يافت. درسال 1735 ميلادي ( 1147 ه.ق ) نادرشاه افشار حاكميت ايران را برخليج فارس با منصوب نمودن لطيف خان دشتستاني تثبيت نمود.

در سال 1853 انگلستان كه از سال 1819 به بهانه حفظ امنيت در خليج فارس استقرار يافته بود در راه تثبيت سلطه خود قراردادي را تحت عنوان" صلح جاودان " به امضاء كشورها و حكام منطقه رسانيد، كه به موجب آن انگليس ها اجازه يافتند به بهانه مبارزه با دزدان دريايي در هر حادثه­اي در كرانه­هاي خليج فارس مداخله نمايند و درسال 1891 انگلستان جزاير ابوموسي، تنب بزرگ وكوچك را كه از روزگار كهن درتملك ايران بود به اشغال خود درآورد و تا سال 1971 كه ايران اين جزاير را بازپس گرفت در دوره هاي تاريخي مختلف اعتراض خود را به كشور انگلستان مبني بر اشغال غير قانوني جزايرش اعلام داشت وبدين ترتيب پس از80 سال تسلط استعمار اين جزاير وآب هاي ساحلي خليج فارس به حاكميت برحق ايران بازگردانده شد. ( ماهنامه قشم ، 1382 : 50-51 )

با اين حال درچند دهه اخير تحت تاثيرتوطئه دول استعارگر نام خليج فارس و حقانيت آن به عنوان واقعيتي انكارناپذير از تاريخ تمدن سرزمين ايران مورد مناقشه دول عربي وكشور ايران قرار گرفته است.

از روزگار باستان تا امروز درهمه آثار تاريخي و جغرافيائي آبهاي ايران به نام خليج فارس شناخته شده است. تاريخ نگاران وجغرافيا نگاران و باستان شناسان از اين دريا به نامهاي خليج فارس، خليج العجم  درياي پارس ، سينوس پرسيكوس، بحر فارس، آكواريوم پرسيكوس ياد كرده اند.

درفرهنگهاي آلماني، فرانسوي، آمريكائي، تركي، خليج فارس نامي آشنا برنقشه ها و اسناد تاريخي بوده است اما «لُرد بلگريو» كه از 1926 تا 1957 كارگزار انگلستان درمنطقه بود نخستين كسي بودكه آشكارا واژه «خليج عربي» را به جاي خليج فارس جعل نمود با اين حال بعضي از مورخين و سياستمداراني همچون «لرد كرزن» ،« لرد لانس دان» ،«آرتورهاردينگ» ،«آرنولد ويلسن»، «دنيس رايت» ،«فرد هاليدي» ،«پارسونز »و ديگران دركتب و مقالات خود از اين دريا به نام «خليج فارس» ياد كرده­اند.

همچنين از1507 تا 1560 در همه موافقت هاي بر جاي مانده ازدوره استعمار پرتغاليها ، اسپانياييها، هلنديها ، انگليسي­ها ، فرانسوي ها، بلژيكي­ها، آلمانها كه با دول ايران و شيخ نشينان خليج فارس منعقدگرديده است همه جا ازنام «خليج فارس» استفاده شده است. ( افشار سيستاني ، 1378 :57 )

1-2. وجه تسميه و نام گذاري خليج فارس

آثار باستاني برجاي مانده از شهرهاي ساحلي خليج فارس حكايت از وجود يك تمدن 6 هزار ساله در سواحل خليج فارس دارد. اما آثار مكتوب باقي مانده حدود 3 هزار سال قدمت دارند و از دوره تمدن ايلامي ها، مادها، آشوري ها ، دراويدي ها و پيشداديان تا قبل از حكومت پارس، تاريخ دقيقاً روشني از تمدن در سواحل اين خليج وجود ندارد. تنها در دوره امپراتوري هخامنشیان ، این حکومت خليج فارس را به طوركامل پيموده و مسافت ميان مكانها راشــرح داده است.( پيام دريا: 1383 : 9 )

  • · نام خليج فارس در دوره اسلامي :

­­­

اعراب در دوره قبل از ميلاد بيشتر در حجاز ، يمن و سواحل درياي سرخ سكونت داشته و ارتباط آنها با سواحل خليج فارس در دوره امپراطوري اردشيرساساني آغاز شد و لشكركشي وي به يمن به درخواست «سيف ابن ذي يزن» حاكم يمن براي سركوب حبشيان منجر به افزايش مراودات اعراب با سواحل خليج فارس شد.

با ظهور دين اسلام و گسترش سريع آن به فلات ايران بر شدت مهاجرت اعراب به سواحل خليج فارس افزوده شد.

دردوره صدر اسلام ، علماي ديني عرب ، آب هاي جنوب خليج فارس را بحر فارس مي ناميدند و با اين تصور كه اين نام منصوب به صحابي بزرگ ودانشمند ، سلمان فارسي است و پيامبراكرم(ص) اين نام گذاري را به پاس خدمات او انجام داده است در حراست از اين نام جديت داشتند. از صدراسلام تا غلبه مغول در بيشتر از30 كتاب جغرافيایي، تاريخي، ادبي ، تفسير و اخلاق و فقه مربوط به علماي مسلمان توصيف خليج فارس وجود دارد كه از جمله آنها مي توان به كتابهاي «البلدان» و «تاريخ يعقوبي» ،كتابهاي المغاري .فتوح الشام ، فتح العجم نوشته محمد بن عمر واقدمي متوفي به سال 20 هـ . ق ، كتاب الطبقات الكبري نوشته واقدمي متوفي 230 هـ . ق كتاب حبيب العروس و ريحان النفوس نوشته سعيد تميمي ، اخبار الطوال نوشته ابوحنيفه احمد بن داوود دينوري متوفي 290 هـ . ق ، كتاب تاريخ الرسل والملوك نوشته محمد بن جرير طبري متوفي 310 هـ . ق ، تاريخ بلعمي نوشته بلعمي ، الكامل ابن اثير ، ابن خرداد به 211 ـ 300 هـ . ق ، ابن فقيه همداني 279 هـ . ق ، استخري 340 هـ . ق مسعودي در مروج الذهب ، ابن مطهر مقدسي 355 هـ . ق ، ابن حوقل 367 هـ . ق ، مقدسي 375 هـ . ق ، ابو عبدالله محمود قزويني 682 هـ . ق ، شرف الزمان طاهر مروزي 514 هـ . ق ، ناصر خسرو 448 هـ .ق، شمس الدين دمشقي 727 هـ . ق ،قدامه بن جعفر 266 هـ .ق ،ابن يعقوب 334 ـ 232 هـ .ق ،ابن فقيه 290 هـ .ق ، ابن رسته 290 هـ . ق ، شهريار رامهرمزي 342 هـ . ق، ابن بلخي 500 هـ . ق ، ابن ادريس 548 هـ . ق ،بكران خراساني 605 هـ .ق ،ياقوت حموي 623 هـ . ق ، ابوالغداء 721 هـ . ق ،النوبري 733 هـ .ق ، عطامك جويني درعهد مغولان ،حاجي خليفه (چلبي) مورخ ترك 1067 هـ .ق و جرجي زيدان ، همگي در كتاب هاي خود نام خليج فارس را به كار برده اند.

حتي در دوره مغولان كه نام بسياري از مكان هاي جغرافيايي تغييركرد نام خليج فارس همچنان بدون تغيير باقي ماند كه محمد بن قزويني (674 هـ .ق) شمس الدين الانصاري الدمشقي الصوفي (727 هـ . ق)، النوبري ، حمدالله مستوفي و زيدالدين عمر مظفر بن الوردي (749 هـ .ق)عبدالله كاتب چلبي قسطنطني(1067 هـ.ق )، ازجمله نويسندگاني هستند كه دراين دوره درباره خليج فارس مطلب نوشته اند."( همان ماخذ, 12)


  • · نام خليج فارس در دوران استيلاي استعمارگران

درسال 1507 ناوگان پرتغال به فرماندهي«آلفوانسو ِكرك»هرمز را به تصرف درآورد و استيلاي پرتغاليها بر خليج فارس تا سال 1620 ميلادي ادامه داشت. دكتر "ژوزه مانوئل گارسيا" استاد و عضو جامعه جغرافيائي پرتغال طي يك مقاله تحقيقي نوشته است كه ترسيم اولين نقشه ها به سبك جديد به سال 1501 ميلادي برمي گردد و از آن زمان تاكنون همواره نام خليج فارس در نقشه ها و اسناد رسمي وغير رسمي كشور پرتغال با همين معني آمده است.

درسال 1488 ميلادي ، «پيرودي كوويلها» اولين پرتغالي بود كه پا به جزيره ايراني هرمز گذاشت . در سال 1501 ميلادي در دوره امپراطوري صفويه اولين پرتغاليها وارد خليج فارس شدند و نقشه هايي از خليج فارس تهيه كردند. در اين دوران به مدت يكصد سال در پرتغال براي پادشاه لقب « امپراطورپرتغال ،آفريقا و پارس » به كار مي رفت در دوره پرتغاليها با ارزشترين وكامل ترين نقشه ها راجع به خليج فارس تهيه شده كه بسياري از آنها در موزه ها به عنوان ميراث بشري نگهداري مي شوند. در50 نقشه و نامه از سال 1500 ميلادي تا 1700 ميلادي كه ميان حاكمان مقيم خليج فارس با پادشاه پرتغال و اسپانيا و يا دركتب جهانگردان صورت گرفته خليج فارس با نامهاي ذيل ثبت شده است؛

More de Persia , sinus persice , Mare persio , sinus persico ,  Mare persico, Mare persiano . persio, persiski zaliv persischer Golf, sino persico , pars sea , Bahre fars , perza o bol porucha wan.

پس از پرتغالي ها، هلندي ها ازسال 1623 ميلادي تا 1766 ميلادي در خليج فارس حضور داشتند و در تمامي مكاتباتي كه در دوران كوتاه حضورفرانسوي ها در خليج فارس انجام شده همواره از نام صحيح خليج فارس استفاده شده است.

  • · نام خليج فارس در قراردادها و معاهدات

ازسال 1507 تا1960 ميلادي در تمامي قراردادها و معاهداتي كه پرتغالي ها، اسپانيايي ها ، انگليسي ها ، هلندي ها ، فرانسوي ها ، بلژيكي ها ، روس ها وآلماني ها با دولت ايران و يا هر كشور يا واحد سياسي و يا امراي تحت الحمايه خود در منطقه امضاء كرده اند در زبان هاي مختلف واژه هاي مترادف خليج فارس به كار رفته است. حداقل 10 مورد از اين گونه قراردادها كه ميان كشورهايي همانند كويت ، عربستان ، عثماني ، عمان ، امارات متصالحه ، هم به زبان عربي و هم انگليسي تدوين يافته­اند نام خليج فارس به كار رفته است كه از جمله آنها مي توان به مواد ذيل اشاره داشت:

1 ـ قرارداد معروف به « معاهده عمومي با امراي عرب 8 ژانويه 1820 » ميان اقوام و مشايخ متصالح در خليج فارس كه به امضاي ژنرال كاير و 11 نفر از روساي قبايل عرب رسيده است كلمه "الخليج الفارسي " در متن عربي بكار رفته است.

2 ـ قرارداد 1847 منع خريد و فروش برده

3 ـ معاهده دائمي صلح 1853

4 ـ معاهده 1856 تجارت برده

5 ـ در يادداشتهائي كه منجر به استقلال كويت گرديد و مي توان آن را قرارداد استقلال كويت ناميد همه جا از عبارت الخليج فارسي استفاده شده و در عنوان يادداشت امير كويت به نماينده ملكه انگليس در خليج فارس چنين آمده است؛

« حضرت صاحب الفخامه المقيم السياسي لصاحبه اجلاله في الخليج الفارسي المحترم . بعدالسلام و تحيه ... » اين سندكه در تاريخ 19 ژوئن 1961 توسط عبدالله السالم الصباح امضاء شده است طبق اصل 102 منشور سازمان ملل توسط دبيرخانه اين سازمان به ثبت رسيده است.

6 ـ در ضمايم قرارداد الجزاير 1975ميلادي ميان ايران و عراق نيز نام خليج فارس به كار رفته است در چندين معاهده ديگر كه در همه آنها شيوخ خليج فارس و بريتانيا و يا شيوخ خليج فارس با ساير دول خارجي امضاء كنندگان قرارداد بوده اند خليج فارس به كار برده شده است.

7 ـ در گزارش نهائي كميته فني اعزامي از سوي سازمان ملل براي تعيين حدود مرزي كويت و عراق درسال 1996 ميلادي همه جا نام خليج فارس به كار رفته و در نقشه ضميمه گزارش كه به عنوان سند شوراي امنيت منتشر شده است نيز خليج فارس به كار رفته است.

8 ـ در كتابي كه تحت عنوان « الاتفاقيات السياسيه و الاقتصاديه التي عقدت بين الامارات ساحل عمان و بريتانيا 1806 ـ 1917 علي محمد راشد ، منشورات اتحاد الكتاب و ادباء الامارات ، 1989 معاهده هاي سياسي حقوقي و اقتصادي ميان الامارات متصالحه و دول بيگانه از سال 1806 تا 1971 منتشر شده و در تمام معاهداتي كه در اين كتاب آمده،  نام خليج فارس استفاده شده و تصوير يكي از معاهدات بر روي جلد كتاب با نام خليج فارس وجود دارد». ( همان ماخذ , ص 14-13)

  • · خليج فارس در نقشه هاي تاريخ:

در تمامي نقشه ها و اطلس­هاي مهم تاريخي چه در قرون قبل و چه در قرون بعد از ميلاد و چه دردوره معاصر، شاهراه آبي جنوب ايران با نام خليج فارس ثبت شده است. دركشورهاي غير عربي به ندرت وآن هم در اثر اشتباه و يا تطميع بعضاً نام مجعول به كار مي رود ولي هنوز عليرغم هزينه سنگين بعضي كشورهاي عربي ، رسانه هاي گروهي معتبر جهان نام اصيل و تاريخي خليج فارس را حفظ نموده اند. دركشورهاي عربي نيز تا دهه 70 در كتب درسي و نقشه هاي رسمي همواره نام خليج فارس به كار مي رفت. مانند اطلس «العراق في الخوارط القديمه » دكتراحمد سوسه ، المجمع العلمي العراقي ، مطبعه المعارف ، بغداد ، 1959 كه مشتمل بر40 نقشه از منابع عربي قرون وسطي با ذكر نام خليج فارس است.

ـ  در طول يك دهه گذشته كشورهاي عربي در مورد اثبات ادعاهاي اراضي خود نسبت به يكديگر نقشه هاي تاريخي را در رسانه هاي گروهي منتشر و بعضاً به عنوان سند به ديوان بين المللي دادگستري ارايه نموده اند كه در آنها خليج فارس با همين نام توصيف شده است. از جمله در دعاوي اراضي قطر و بحرين ،عربستان و قطر و در دعاوي يمن و عمان در نقشه ها و اسناد مورد استفاده آنها نام خليج فارس به كار رفته است.


ـ  دولت كويت در سال 1992كتابي مشتمل بر 80 نقشه و سند تاريخي تحت عنوان «الكويت في الخرايط العالم » (كويت درنقشه هاي جهان ) به چاپ رسانيده است كه در همه اين نقشه ها و اسناد تاريخي كه از اطلس­هاي مختلف گردآوري شده است نام خليج فارس وجود دارد .

ـ در سال 1994 اطلسي در كويت تحت نام ‹‹الكويت قراءه في الخرايط التاريخيه ››به همت عبدالله يوسف الغنيم به چاپ رسيده كه حاوي حدود 200 نقشه با نام خليج فارس است.

ـ در كتاب ديگري به نام ‹‹اصول الكويت المنشور العالم ›› كه در سال1991در هلند به چاپ رسيد،15نقشه تاريخي وجود دارد  كه در همه آنها نام خليج فارس ثبت شده است. جالب اين كه يكي از مهمترين استنادات كويت كه درهر سه اطلس مذكور به چاپ رسيده است، نقشه 1762كارستون نيبور دانماركي است. در نقشه مذكور كه تحت نام نقشه خليج فارس چاپ شده است جزاير تنب بزرگ ، تنب كوچك و ابوموسي نيز متعلق به ايران به ثبت رسيده است .

ـ اطلس‹‹ العراق في الخوارط القديمه » چاپ 1959 كه مشتمل بر 39 نقشه از منابع تاريخي عربي با ذكر نام خليج فارس است.

ـ كتابي تحت عنوان « الخليج الفارسي عبر التاريخ و القرون » نوشته محمد ميرزا چاپ مكتبه النهضه ( قاهره 1976 ميلادي ) كه مشتمل بر 52 نقشه از منابع عربي با ذكر نام خليج فارس و بحر فارسي است.

ـ در يك كتاب به نام « اطلس تاريخ اسلام » كه در امريكا و كشورهاي عربي به ويژه مصر در سال 1951 ميلادي و 1955 ميلادي چندين بار چاپ شده است. 16 نقشه وجود دارد كه همه آنها نام خليج فارس براي آبهاي جنوب ايران به كار رفته است.

ـ يكي از شيوخ منطقه خليج فارس در تلاش براي اثبات ادعاهاي واهي عربي بودن خليج فارس اقدام به تهيه و خريد نقشه هاي تاريخي متعلق به سالهاي 1478 تا 1931 ميلادي نموده كه نقشه هاي گردآوري شده خليج فارس با همين نام ثبت شده است. ( به استثناي سه نقشه كه يكي از آنها را به عنوان طرح روي كتاب اطلس خود تحت نام « خليج در نقشه هاي تاريخي » منتشر ساخته است در چاپ اول كه در سال 1996 در لندن صورت گرفت. نقش روي جلد كتاب مزبور به سال 1679 بود كه توسط  Giacoma de rossi. Rome  ترسيم شده است و جزاير تنب به طور واضح به رنگ ايران ترسيم شده و به همين دليل تهيه كننده اين اطلس تاريخي در چاپ سال 1999 نقشه مذكور را از كتاب حذف نموده است.

ـ بانك عربي و بيت القرآن در بحرين در سال 1996 تقويم ديواري بزرگي را منتشر نموده اند كه داراي 12 نقشه تاريخي مربوط به بحرين است كه در همه آنها نام خليج فارس استفاده شده است.

ازميان حدود 6 هزارنقشه تاريخي مربوط به قرون گذشته تا سال هاي 1890 كه در همه آنها خليج فارس ثبت شده فقط سه نقشه با نامهاي خليج بصره ، بحرين ، قطيف ، چابهار سيراف و ... هنوز هم كاربرد محلي خود را دارد ولي بر كل خليج فارس اطلاق نمي شود.

بديهي است دراصالت و صحت اين سه نقشه كه عرب ها از آن استفاده هاي تبليغاتي زيادي برده و آن را روي جلد بسياري از كتبي كه تاكنون در مورد خليج فارس چاپ شده ترسيم كرده اند ترديد وجود دارد و با فرض صحت هم در مقابل هزاران نقشه، كتاب و نوشته تاريخي و بيش از دويست كتاب مربوط به مورخين و سياحان از"ايراستوس" و "هرودوت" تا"استخري" و"ابن حوقل" كه همگي به اين پهنه آبي، خليج فارس گفته اند، يك كتاب و يك نقشه فاقد ارزش علمي است كما اينكه در مورد درياي خزر به طور انگشت شماري مورخين قديمي از جمله شهاب الدين محد النوبري 733 قمري در كتاب نهايه الادب فني فنون العرب بحر فارس و درياي عجم بكار برده اند ولي به دليل اينكه اكثر مورخين عرب ، اروپايي و ترك ، آن را درياي قزوين ، كاسپين و خزر ثبت كرده اند. درعلم كارتوگرافي اين سه نام را نامهاي اصيل مي دانند و اسامي ديگر را به رسميت نمي شناسند قطعاً اينكه بعضي براي يك نقشه اين همه اهميت علمي قائل شده ولي چشم خود را برروي بيش از 6 هزار نقشه مي بندند، اقدامي غيرمنصفانه و مغاير با اصول علمي است .

كتاب « قلائد الذهب في معرفه انساب قبائل العرب » به قلم مصطفي حميدي به احمد الكردي المشقي، از مولفين قرن دهم ه.ق شرح و مقدمه سلمان الجبوري مكتبه الهلال 2000 ميلادي داراي 10 نقشه با ذكر نام خليج فارس است.

ـ در كتاب « اطالس التاريخي العالم الاسلامي في العصور الوسطي » عبدالمنعم ماجد علي البنا. دار الفكر العربي 1986 ميلادي مكتبه القاهره الكبري رمز 15400 حدود 16 نقشه ازجمله نقشه هاي شماره 2 ـ 3 ـ 7 ـ 8 ـ 9 ـ 10 ـ 16 مربوط به خليج فارس با همين نام است.

ـ دركتابي به همين نام « انساب العرب للعالم الاسلامي » چاپ 1994 مكتبه القاهره الكبري رمز 25400 حدود 10 نقشه با ذكر نام خليج فارس وجود دارد.

ـ در كتاب « اعلام الجغرافيين العرب » دكتر عبدالرحمن حميده ، دارالفكر المعاصر ، دمشق ، سوريه 1995 مختصري از مطالب 150 سياح عرب و مسلمان و پنج نقشه تاريخي بر اساس مورخين صدر اسلام با ذكر خليج فارس آمده است.

در تمام كتب و منابع دولتي كشورهاي عربي تا دهه 60 ميلادي نام خليج فارس تنها نامي است كه براي توصيف اين پهنه آبي به كار رفته است. از جمله مي توان به يكي از سرودهاي ملي مصر كه درآن جمله «حدودنا من الخليج الفارسيه حتي بحر البيض » اشاره كرد وكتاب هاي ديگري از جمله كتاب انور سادات رئيس جمهور سابق مصر به نام « طغيان رود نيل »سال 1957 ميلادي و كتاب حسن بن طلال وليعهد اردن هاشمي دركتاب خود به نام « السعي نحو السلام » كتاب« الاستعمار في الخليج الفارسي » و حتي فرهنگ لغت معتبر عربي مانند دايره المعارف اقتصادي لبنان 1972 ميلادي و راهنماي دولتي عراق 1936 ميلادي و دهها مورد ديگر اشاره كرد كه همگي از آبراه جنوب ايران به نام خليج فارس نام برده اند. اين نمونه ها از صدها نقشه تاريخي موجود در كتب مختلف عربي است كه نام خليج فارس در آنها درج شده است اما از صدها نمونه ديگر ساير كشورها, به موارد ذيل بسنده مي كنيم:

1 ـ در كتابخانه كنگره آمريكا و كتابخانه آرگوسي نيويورك بيش از 200 نقشه تاريخي وجود دارد كه خليج فارس با نام اصلي در آنها ثبت شده است.

2 ـ در كتابخانه ملي بريتانيا ( لندن ) ،كتابخانه و اسناد وزارت امور هند( لندن ) ، مركز اسناد عمومي لندن در كتابخانه دانشكده مطالعات خاور شناسي لندن بيش از 300 نقشه در بردارنده نام خليج فارس و جود دارد. در بسياري از نقشه هاي اروپايي نه تنها persian Gulf بلكه نام درياي پارس persian Sea نيز براي منطقه سواحل ايران و پاكستان و عمان ترسيم شده است.

3 ـ در اداره آرشيو ملي كشورپرتغال دهها سند مهم تاريخي به زبان عربي ، فارسي ، تركي و پرتغالي در خصوص جزاير ايراني و خليج فارس وجود دارد. در اداره آرشيو وزارت خارجه ايران، فرانسه ،روسيه، پرتغال، هلند ، هند، آلمان، اسپانيا ، ژاپن و در بسياري از موزه ها ، كتابخانه ها و حتي هتل ها و يا آرشيوهاي خصوصي چه در كشورهاي عربي مانند مصر و چه دركشورهاي غير عربي صدها نقشه تاريخي با نام خليج فارس وجود دارد.

(نقشه موجود درموزه كبير قاهره كه بر اساس يك لوحه سنگي عظيم قبل از ميلاد ترسيم شده است و از سال 1903 در كنار اين لوح نصب است و به نام خليج فارس مزين مي باشد). بعضي از اين نقشه ها ازسوي يونسكو به عنوان ميراث بشريت به رسميت شناخته شده و به طور نمونه مي توان به كتابي تحت عنوان نوادر المخطوطات كه از سوي يونسكو در سال 1995 ميلادي بر اساس اسناد كتابخانه اسكندريه چاپ شده است اشاره كرد.

4 ـ موسسه جغرافيائي سحاب درسال 1349 (1971 ميلادي) اقدام به چاپ تصاوير373 نقشه لوحه و سنگ نوشته از منابع و اطلس­هاي مختلف و متنوع موجود در موزه ها و كتابخانه­هاي كشورهاي عربي و كشورهاي اروپائي نموده است كه همگي به زبانهای مختلف كلمه هاي مترادف با درياي پارس و خليج فارس به كار برده اند.

ـ موسسه درياي شرق با كمك كره جنوبي نيز در سال 2002 ميلادي كتابي به نام درياي شرق در نقشه هاي جهاني حاوي صد نقشه تاريخي منتشر ساخته كه در تمامي نقشه هايي كه جنوب ايران را در برگرفته­اند ( حدود 45 نقشه ) نام خليج فارس ثبت گرديده است.


ـ حدود 30 اطلس تاريخي مربوط به قرون گذشته خليج فارس را با همين نام ثبت كرده اند ازجمله : اطلس توماس هربرت 1628 ، اطلس پاريس دانشگاه لوساج 1863 ، اطلس آلمان 1861 ، اطلس پاريس انويلي 1760 ، اطلس جغرافيائي مدرن 1890 پاريس داراي 10 نقشه با ذكر نام خليج فارس است (اين اطلس در مركز اسناد ملي مصر «دارالوثائق قومي» نگهداري مي شود و در نقشه شماره 40 جزاير سه گانه تنب بزرگ ، تنب كوچك و ابوموسي با رنگ متعلق به ايران ترسيم شده است, اطلس لندن 1873 ، اطلس ارنست امبروسيوس 1922 ، اطلس بيلفيلد 1899 ، اطلس هارمسورث قرن 19 لندن.» ( همان ماخذ , صص 16-15)

دايره المعارف لاروسكا ، امريكانا و ... تمام دايره المعارف هاي مشهور از قديم تا كنون خليج فارس را با همين واژه ثبت نموده اند.

فهرست و مشخصات 27 نقشـــه تاريخي كه علاوه بر تعلق جزاير تنب و ابوموسي به ايران نام خليج فارس را ثبت كرده اند, ارائه گرديده است.

ـ اسناد موجود در كتابخانه ها ، موزه ها و آرشيوهاي معتبر جهان از جمله كتابخانه اسكندريه و قاهره و نقاشيهایي مانند سقف گنبد كليساي سن پيتر واتيكان از جمله نقشه معروف ريچارد هالدينگان متلعق به سال 1285 كه در موزه هرفورد بريتانيا نگهداري مي شود و 3 هزار لوح گلي تخت جمشيد نشان ميدهد كه واژه خليج فارس از آغاز تمدن مكتوب در همه منابع و مراجع جهان وجود داشته است.

در رابطه با خليج عربي يك نكته قابل ذكراست كه در بعضي نقشه ها و كتب تاريخي به درياي ميان شمال آفريقا و عربستان ، خليج عرب و درياي سرخ اطلاق و گاهي اوقات نيز به آبهاي ساحلي عمان درياي عرب گفته شده است. در ساحل اسكندريه مصر نيز خليجي به نام خليج عرب وجود دارد. همچنين در خليج فارس ، خليج هاي كوچك تري با نامهاي محلي وجود دارد مانند خليج قطيف ، خليج بحرين ، خليج بصره ، خليج كويت و... كه نام آنها كاربرد محلي دارد ولي بر كل خليج همواره فقط كلمه فارس اطلاق شده است. مجله الاهرام در شماره 219 آگوست 2001 متن كامل مصاحبه آقاي «مجدي عمر» معاون اول سابق شوراي دفاع ملي مصر را چاپ نموده است وي در بخشي از سخنان خود چنين گفته است :  ‍‍‍

"  « نسل من به خاطر دارد كه ما در ايام مدرسه در كتب و نقشه ها با لفظ خليج فارس سر و كار داشتيم ولي بعد از مدتي به آن خليج عرب و درياي سرخ اطلاق كرديم. اين غيرمنطقي ، رذالت وپستي است. اين كه چند كشور عربي در اطراف آن باشند دليل نمي شود كه نامي تاريخي را  تغيير دهيم ، حال براي اين كه خود را از اين مخمصه نجات دهيم فقط آن را خليج مي ناميم ، كدام خليج ؟ مگر خليج بدون نام هم ميشود»".

دركتاب « تطويرالعلاقات المصريه الايرانيه » مجموعه نويسندگان ، چاپ موسسه سياسي و استراتژيك الاهرام 2002 ميلادي قاهره در صفحه 190 به نقل از آقاي «دكتر عبدالمنعم سعيد» رئيس مركز تحقيقات سياسي و استراتژيك الاهرام چنين آمده است :

«بصراحت تمام بگويم هيچ مدرك و سند تاريخي نديدم كه نام خليج فارس را بتوان مستند برآن تغييرداد, تمام نقشه ها و كتب تاريخي و حتي در بعضي از سخنرانيهاي ناصر و رهبران از خليج فارس صحبت شده است».( همان ماخذ : 17)

آخرین به روز رسانی : چهارشنبه, 05 شهریور 1393 - 16:31 به وقت تهران

copyright @2014 khalijefars.irib.ir all rights resereved
1392@ تمام حقوق سایت متعلق به صدا و سیمای مرکز خلیج فارس می باشد. هرگونه برداشت مطالب با ذکر منبع بلامانع است