..اضافه به علاقمندي ها (Add To Favorites)

  • 1
  • 2
  • 3
Prev Next

34/31

 34/31

   سیمای خلیج فارس به مناسبت هفته دفاع مقدس هر شب ساعت   19:05ویژه برنامه 34/31 را تولید و پخش می کند. این ویژه برنامه به تعداد 7 برنامه چهل و پنج دقیقه ای  از خاطرات و رویدادهای هشت سال دفاع مقدس می گوید. دعوت از فرماندهان و رزمندگان دوران دفاع مقدس به برنامه ، معرفی توانمندیهای نظامی و دفاعی  ، ادبیات آنالوگ با هدف یادآوری و معرفی اصطلاحات و ادبیات جبهه ، معرفی جایگاه اجتماعی رزمندگان دوران دفاع مقدس در آیتم  عصروعرصه ،روزهای ماندگار با پخش موسیقی بی کلام و با...

شب های قشم

شب های قشم

      در تابستان 93 و همزمان با برگزاری جشنواره تابستانی قشم سیمای خلیج فارس هر شب ویژه برنامه ای با عنوان شبهای قشم را به صورت زنده و مستقیم پخش خواهد کرد. شبهای قشم  به تعداد 19 برنامه 60 دقیقه ای از 15 شهریور ماه هر شب از سیمای خلیج فارس پخش خواهد شد. این برنامه آیتمهای متنوعی دارد که می توان به معرفی غذاهای محلی و صنایع دستی مردم جزیره قشم، آخرین فعالیتها و رویدادهای فرهنگی و بومی، آداب و رسوم مردم قشم، مناطق گردشگری و سیاحتی ، پخش موسیقی زنده...

همزیستان خلیج فارس

همزیستان خلیج فارس

    در طبیعت و به خصوص در اعماق دریا موجودات به سه صورت همسفره، انگلی و همزیستی زندگی می کنند و همزیستی شکل خاصی از حیات جانوری است که دو موجود زنده زندگی و حیاتشان وابسته به خدمت از طرف دیگری می باشد . همزیستان خلیج فارس مستندی 75 دقیقه ای از تولیدات سیمای خلیج فارس می باشد که به بررسی همزیستی حیوانات در اعماق دریا  می پردازد  و آن دسته از جانوران دریایی که به صورت همزیستی و در کنار یکدیگر زندگی می کنند  را به تصویر می کشد. از این...

رادیو

روایت خوبان

روایت خوبان

  به منظور گرامیداشت و تقدیر از دلاورمردی های سربازان شجاع اسلام در هشت سال دفاع مقدس ، رادیو خلیج فارس ویژه برنامه ی "روایت خوبان" را در هفته دفاع مقدس تولید و پخش خواهد کرد. این برنامه در 7 قسمت 90 دقیقه ای و در ساختار ترکیبی نمایشی به تهیه کنندگی خانم فتانه گیلیاردی تولید خواهد شد. رویکرد این برنامه حماسی و هدف آن آشنایی جوانان با رشادت ها و روحیات مردم در حمایت از انقلاب اسلامی، ولایت فقیه و حفظ...

گوهر خاک

گوهر خاک

 موسیقی «گوهر خاک» با ساختاری محلی و موضوع اجتماعی از تازه ترین تولیدات مرکز خلیج فارس می باشد. آهنگساز و تنظیم کننده این اثر مهدی آرامباش، شاعر: محمدعلی قویدل، خواننده : رضا نصیری است.        

                                                 

روش خطابه و سخنوري - بخش اول

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 امتیاز 0.00 (0 رای)
امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

رابطه انسان با ديگران، اغلب از طريق، «زبان» و«گفتار» انجام مي ‌گيرد. كساني كه از نعمت نطق محرومند، يا با داشتن زبان، از نحوه صحيح ارتباط برقرار ساختن با ديگران ناتوانند،‌ بخش عظيمي از مقاصد خود را نمي ‌توانند به ديگران برسانند.

«بيان» و«خطابه»، يكي از شيوه ‌هاي تبليغ و اداي مقصود و رساندن پيام و تربيت ديگران و كار فرهنگي و آموزشي است. كسي كه نتواند آموخته‌ ها و اندوخته ‌ها و انديشه‌ هاي خود را به صورت مطلوب،‌ به ديگران منتقل كند، آن دانسته و اندوخته، بي ‌ثمر مي‌ ماند. كلام، بر ديگران تأثير مي‌ گذارد. اگر اين سخنوري، از ويژگي ‌هاي فني و مهارت ‌هاي لازم كه در«فن خطابه» مطرح است، برخوردار باشد، تأثير سخن را چند برابر مي ‌كند، هر كس بتواند سخن خويش را به طور مؤثر و نافذ، در دل و جان مخاطبان بيشتري بنشاند،‌ موفق تر است. انسان مي ‌تواند هنگام نياز، لباس، ظرف و وسايل ديگران را عاريه بگيرد،‌ ولي توان‏‎ِ حرف زدن و مهارتِ سخنوري را نمي ‌توان از كسي عاريه گرفت.

اصمعي ‌گويد: مردي به فرزندانش توصيه كرد: فرزندانم! زبان و گفتار خويش را اصلاح و بسامان كنيد؛ زيرا گاهي كه نياز و حادثه‌اي براي كسي پيش مي‌ آيد و دوست دارد كه در آن هنگام خود را بيارايد، از اين رو از ديگري مركب و جامه او را عاريه مي ‌گيرد، ‌ولي هرگز كسي را نمي‌ يابد كه زبانش را به او عاريه دهد.[1]

در حديثي، از علي(ع) نقل است كه: «احسَنُ الْكَلامِ ما زانَهُ حُسْنُ النِّظامِ وَ فَهِمَهُ الخاصُّ و العامُّ»[2] بهترين سخن آن است كه نظام نيكو آن را آراسته باشد و خواص و عامه مردم آن را بفهمند. شناخت اين«حسن نظام»، چيزي است كه در علم بلاغت و فن خطابه روشن مي‌ گردد. از اين رو، آن‌ چه در اين بخش از نظر شما مي ‌گذرد، نكاتي است كه هم به شيوه‌ هاي ايراد سخن مربوط مي ‌شود، هم به كيفيت تنظيم مطلب و هم تمرين‌ هاي عملي و كسب مهارت‌ هاي تجربي؛ به علاوه، از آن ‌جا كه معيار فهم و دانش هر كس را از روي سخن و كيفيت بيان او ارزيابي مي ‌كنند، سزاوار است كه«آداب سخن گفتن» نيك و شايسته را بياموزيم. به قول سعدي:

تا مرد سخن نگفته باشد

عيب و هنرش نهفته باشد

و اين ترجمه كلام علوي(ع) است كه: «تَكَلّمُوا تُعرفوا، فَاِنَّ المرءَ مَخبوءٌ تحتَ لِسانِه»[3] مولوي هم به اين نكته اشاره مي‌ كند:

آدمي مخفي است در زير زبان

اين زبان، پرده است بر درگاه جان

چون كه بادي پرده را در هم كشيد

سرّ صحن خانه شد بر ما پديد

كاندر آن خانه، گهر يا گندم است

گنج زر، يا جمله مار و كژدم است

يا بر آن گنج است و ماري بر كران

زان كه نبود گنجِ زر بي پاسبان

ماهيت خطابه

سخنوري و خطابه، صرف سخن گفتن در يك جمع نيست، بلكه«برانگيختن» افراد است؛ چه نسبت به انجام يك كار، چه نسبت به بازداشتن از يك عمل. از اين رو، در خطابه چنان بايد سخن گفت كه مستمعان برانگيخته شوند و داراي انگيزه«عمل» يا« ترك عمل» شوند. به همين دليل است كه خطابه يك«هنر» است و ويژگي ‌هاي خاصّي مي ‌طلبد؛ مثلاً بايد چنان سخن گفت كه شنوندگان، براي جهاد، انفاق، كار، تحصيل، خدمت گزاري، ايثار و ... بر انگيخته شوند، يا از اموري هم چون گناه، تنبلي، ترس و عقب نشيني، دنيا گرايي و حرص، تكبر و خود برتربيني، و ... دست بكشند. اين در سايه تأثيرپذيري روحي شنوندگان و تأثيرگذاري نيرومند گوينده در دل و جان شنونده است و«هزار نكته باريك ‌تر ز مو اين ‌جاست».

به تعبير حضرت علي(ع): «رُبَّ كَلامٍ أَنْفَذُ مِنْ سِهامٍ»[4] چه بسيار سختي كه نافذتر و كاري‌ تر از تيرهاست. و طبق يك مثل يوگسلاوي: «حرف خوش، درِ آهنين را باز مي ‌كند». بر انگيختن ‌ها، يا بر اساس«مهر» و«محبت» است، يا بر پايه«كين» و«نفرت»؛ يعني يا بايد در دل طرف، شادي، عشق، اميد و مهرباني آفريد، تا تحريك به عمل شود، يا بايد سردي، افسردگي و ناخوشايندي پديد آورد، تا ترك كند. آن‌ چه در اين مسأله بر«خطيب» كمك مي‌ كند، عبارت است از:

ـ عامل دروني شورانگيزي.

ـ روش تدريجي در برانگيختن مخاطب.

ـ موقع شناسي زماني و مكاني.

ـ نكته سنجي و دقت در ويژگي ‌هاي شنوندگان.

ـ تناسب ميزان انگيزش با موضوع.

ـ طبيعي بودن شورانگيزي، نه تصنعي.

ابعاد فن خطابه

در سخنراني، از آن‌ جا كه«مفاهيمي» براي«مردم» در يك جلسه عمومي«بيان» مي‌ شود، بايد همه علوم و فنوني كه به نحوي قدرت و مهارت سخنران را در اين سه زمينه(مفاهيم، مردم، بيان) افزايش مي‌ دهد، مورد توجه قرار گيرد. از اين رو آشنايي با نكات زير لازم است:

1. روان شناسي: آگاهي از روحيات مردم و كشش ‌ها و گرايش ‌ها و زمينه ‌هاي« اثرپذيري» و شيوه ‌هاي«اثرگذاري»، از عوامل موفقيت يك خطيب است. روانشناسي آگاهي ‌هاي مفيدي در اين زمينه مي‌ دهد.

2. معلومات عمومي و اسلامي: هر چه دانش عمومي، ذخاير فكر و معلومات سخنران در زمينه ‌هاي مختلف، به ويژه در زمينه موضوعات مورد خطابه بيشتر باشد، سخنانش از غنا و محتواي بيشتري برخوردار خواهد بود و قدرت«جذب مخاطب» بيشتر خواهد شد و هرچه با معارف گسترده دين آشناتر باشد، ميدان سخن براي او بازتر است. سخنران بايد به بهترين وجه، توان بهره گيري از آيات و احاديث را داشته باشد.

3. ادبيات: از آن‌ جا كه در سخنراني، استفاده از كلمه و كلام و جمله بندي لازم است، سخنران هر چه بر ادبيات تسلط بيشتري داشته باشد، سخنان او صحيح ‌تر و استفاده از تعبيرات، بي غلط‌ تر خواهد بود. آگاهي از اشعار، ضرب المثل ‌ها، تمثيلات و ... نيز در همين مقوله است.

4. تاريخ: چاشني سخن، حكايات است. سخنران بايد هر چه بيشتر از تاريخ(تاريخ اسلام، ايران، جهان، زندگي نامه صحابه پيامبر و ائمه و علما و دانشمندان و عارفان و مشاهير جهان و بزرگان علم و صنعت و ...) آگاه باشد تا بتواند با استفاده به جا از آن ‌ها، تأثير سخن خويش را افزون كند.

5. معاني و بيان: در اين علم، فصاحت و بلاغت كه عهده‌ دار شيوه ‌هاي درستي سخن و رسايي كلام است، مطرح مي ‌گردد. آگاهي از علوم بلاغي و شيوه‌ هاي سخن آرايي و زيبايي‌ هاي گفتاري، خطابه سخنران را زيبايي و تأثير بيشتري مي ‌بخشد.

6. شناخت زمان: نيازهاي موجود در هر عصر و شرايطي، نوعي سخن مي‌ طلبد. خطيب موفق كسي است كه با درك بهتر نيازهاي جامعه و مردم، سخناني مفيد و جهت دهنده و مرتبط با زمينه ‌هاي موجود، ايراد كند و پا به پاي زمان حركت داشته باشد.

7. منبع شناسي: از مهم ‌ترين نيازهاي سخنران آن است كه با كتب گوناگون در زمينه‌ هاي مختلف آشنا باشد و بداند براي تهيه مواد سخنراني به چه منابعي مراجعه كند. البته پر مطالعه بودن ناطق، به طور طبيعي او را كتاب شناس بار مي ‌آورد، ولي دانستنِ منابع خاصّ هر موضوع، براي ناطق بسيار مهم است.[5]

عناصر خطابه

در سخنراني، دو مورد مهم بايد مورد توجه قرار گيرد:

الف. شكل و فرم ظاهري خطابه.

ب. محتوا و درونمايه سخن.

در هر يك از دو محور فوق نيز، عواملي بايد به كار گرفته شود تا سخنراني را مؤثر سازد. آن چه در يك خطابه مورد نظر است عبارت است از:

1. اقناع و باوراندن مسأله به مخاطب.

2. جلب توجه شنوندگان به سخن.

3. تأثيرگذاري كلام.

اما اسكلت و مجموعه يك خطابه تشكيل مي‌ شود از:

1. مقدمه و بيان موضوع.

2. پرداختن به موضوع اصلي.

3. آوردن حكايات و تمثيل ‌هاي مناسب.

4. تنظيم شايسته و ترتيب مناسب مباحث.

5. نتيجه گيري و پايان سخن.

اما«مقدمه»: بجز برخي سخنرانان و سخنراني ‌ها كه نيازي به«مقدمه» نيست، اغلب بايد سخنران مطالبي را به عنوان مدخل كلام بياورد،‌ تا شنوندگان هم به موضوع، هم به سخنران و هم به اهميت بحث، توجه پيدا كنند. مقدمه، از نظر تناسب با گوينده، موضوع، جلسه، و مخاطبان بايد تنظيم شود. آن چه خوب است در مقدمه رعايت شود:

1. متناسب با مقتضاي حال و موقعيت جلسه باشد.

2. طبيعي و دور از تصنع باشد.

3. طولاني نباشد كه ملال آور شود امام علي(ع): آفهُ الكلامَ الإطاله[6]

4. مرتبط به بحث باشد(رعايت براعت استهلال).

5. وعده ‌هاي غير عملي و لاف ‌هاي گزاف نباشد.

6. آرام، سنگين و با وقار شروع شود.

7. در مقدمه، از خودستايي يا اظهار ناتواني و عجز، پرهيز شود.

تنظيم مقدمه كه پنجره‌اي به روي مباحث اصلي است، خوب است پس از تكميل مواد اصلي سخن باشد، تا بهتر بتوان مطالب مرتبط به اصل موضوع را در مقدمه بيان كرد.

تنظيم محتوا:

آفت و اشكال برخي سخنراني ‌ها، «كم محتوايي» است برخي«نامرتب بودن».

پس، ناطق بايد هم به محتواي غني و سودمند و نكات جالب و سازنده و نو توجه كند، هم شيوه عرضه و قالب بيان و تدوين مطالب را به صورت به هم پيوسته و مرتبط و منسجم رعايت كند.

سخن، بايد داراي نكات برجسته باشد، شروع خوب و خاتمه مناسب داشته باشد،

از مطالب تكراري يا تكرار مطالب پرهيز شود، هر مطلب در جاي خود باشد و نظم منطقي بر مجموعه سخن حاكم باشد. با يك تشبيه، مي ‌توان خطابه خوب و بد را اين ‌گونه مثل ترتيب اعداد، بيان كرد:

صحبت خوب: مثل ترتيبِ 6،5،4،3،2،1(مرتب)

صحبت بد: مثل ترتيبِ 6،5،3،4،1،2(بي ترتيب)

صحبت بدتر: مثل 6،1،2،3،1،2(بي ترتيب و با تكرار)[7]

سخنراني هم مثل بنايي و خياطي.

روش خطابه و سخنوري

نيازمند به طرح و محتواست؛ همان ‌طور كه در بنايي، نقشه و هدف ساختمان، مصالح ساختماني و معمار لازم است، و در خياطي، نياز به مشخص بودن نوع لباس، مدل و الگو، پارچه و خياط است، در يك خطابه نيز هدف از سخنراني، نقشه كلي و طرح سخن، مواد اوليه و مطالب، ظريف كاري‌ ها و هنرنمايي‌ ها لازم است معين شود. هم ‌چنان كه در مديريت يك مؤسسه، يا هدايت يك عمليات، يا هماهنگي يك مراسم، لازم است كه طرح و نقشه‌اي تنظيم شود و مرحله به مرحله، طبق آن نقشه عمل گردد، مجموعه يك سخنراني هم نيازمند چنين طرح ريزي و اجراي نقشه است، تا هدف سخنران در نهايت، تأمين گردد. ابتدا بايد موضوع را مشخص كرد، سپس درباره جزئيات و شاخه‌ هاي آن انديشيد و تفكيك كرد، سپس مواد و مطالب لازم براي هر كدام تهيه نمود، آن گاه صورت نهايي مطالب را منظم ساخت و آماده القاء نمود.[8] در اين كه« چه بايد گفت؟» و پيرامون فلان موضوع و مناسبت، چه مطالبي شايسته است، از راه «مشورت» نيز مي ‌توان استفاده كرد. وقتي با كسي درباره موضوع سخن تان به تبادل نظر مي ‌پردازيد هم نظر او در غناي بحث شما مفيد است، هم ذهن شما از آن‌ چه او مي ‌گويد، به مطالب ديگري منتقل مي‌ شود. اين«تداعي معاني» شايد از شيرين ‌ترين ثمرات مشورت با ديگران باشد.

«حكايت و تمثيل»: در سخنراني، استفاده از حكايت و تمثيل، بسيار مناسب و ضروري و اين فوايد را دارد:

ـ هم به تفهيم مطلب كمك مي ‌كند،

ـ هم مانع خستگي شنوندگان مي ‌گردد،

ـ هم سخن را در ذهن، ماندگار مي‌ كند،

ـ هم سخنراني را بر گوينده آسان ‌تر مي ‌كند،

ـ هم الگوهاي داستاني، در دل ‌ها بيشتر تأثير مي ‌گذارد.

در بيان حكايت در سخنراني، چند نكته بايد رعايت شود:

1. حكايت، تبديل به اصل نشود كه مطالب عمده ناديده گرفته شود.

2. داستان، روشن و گويا و جذاب باشد.

3. موجز و مختصر و دور از زوايد و صحنه‌ هاي غير لازم و جزئيات بي ‏فايده باشد.

4. درست و مستند باشد؛ نه دروغ، يا بي سند و ضعيف.

5. بدآموزي نداشته باشد.

6. حس كنجكاوي را تحريك كند.

هر سخنران كه بيشتر حكايت بداند و از داستان استفاده به جا و مناسب كند، سخنش گيراتر خواهد بود. براي اين كار، بايد اهل مطالعه بود و قصه ‌هاي سازنده را به صورت موضوعي و تناسب با هر مسأله، شناسايي كرد. دامنه حكايت بسيار وسيع است و در كتب مختلفي(چه خاصّ داستان يا به طور ضمني) آمده است. محورها اين‌ هاست:

ـ حكايات مربوط به انبيا و ائمه و صحابه و علما و نوابغ.

ـ داستان ‌هاي مربوط به اقوام پيشين و حكومت ‌ها و تمدن ‌ها.

ـ شرح حال بزرگان علم و اخلاق و حكايت ‌هاي عرفاني و سازنده.

ـ حكايات قديم و حوادث جديد و معاصر.

ـ داستان‌ هاي تخيلي و افسانه ‌هاي قديمي و حكايات تمثيلي.

تمثيل نيز براي محسوس ساختن معقول و عيني كردن موضوعات عقلي و ذهني بسيار خوب است. تمثيل هم مي ‌تواند در قالب حكايت مطرح شود(نظير آن‌ چه در داستان ‌هاي تمثيلي مثنوي يا شعرهاي پروين اعتصامي يا بوستان سعدي آمده است) هم به صورت بيان تشريحي و عادي و غير داستاني.

البته مناسب است كه براي هر قشري از مخاطبان، به تناسب سطح فكر، نوع كار و شغل، زمينه ‌هاي روحي و شرايط سني، و ... تمثيل ‌هاي خاصّ خودشان و برگرفته از محيط زندگي و مسايل محسوس و ابزار مأنوس با آنان به كار رود، تا اين اثرگذاري سريع ‌تر انجام گيرد.[9]

اغلب اگر شنوندگان دريابند كه گوينده درصدد القاي مطلبي به آنان است، تأثيرپذيري كمتر مي‌ شود. در اين ‌گونه موارد، بهتر است ناطق به نحوي گفته‌ هاي خود را آرايش دهد كه به طور غير مستقيم، مطلب را انتقال دهد و گفتار، خود به خود به «نتيجه گيري» منتهي شود، بي آن ‌كه گوينده تصريح كند«پس نتيجه مي ‌گيريم كه ... .»

گاهي هم شنوندگان يا بحث، به گونه‌اي است كه نتيجه گيري و جمع بندي مطالب توسط سخنران را مي ‌طلبد. در اين‌ گونه موارد، خطيب بايد از مجموعه مباحث خود، به نحوي به پايان برسد كه مستمعين، نتيجه روشن و جمع بندي كاملي داشته باشند و بدانند كه مطلب چه بود و چه شد. كيفيت به پايان رساندن سخن نيز مهم است. «ديل كارنگي» توصيه مي كند كه سخنراني خود را به يكي از اين هفت راه مي ‌توان خاتمه داد:

الف. خلاصه مطالبي كه گفته‌ايد، بگوييد.

ب. شنوندگان را به فعاليت وا داريد.

ج. شنوندگان را تعريف و تمجيد كنيد.

د. با مطلب شيرين و خنده داري، نطق خود را خاتمه دهيد.

هـ . نكته شاعرانه‌اي بگوييد.

و. منطق خود را با ذكر جمله‌اي از يك كتاب مقدس خاتمه دهيد.

ز. در خاتمه سخنراني اوج بگيريد و مطالب و نكات مؤثر بگوييد.[10]

اعتماد به نفس

از مهم‌ترين عوامل توفيق در سخنراني، داشتن«اعتماد به نفس» است. هم به معناي شناختِ توان و استعداد خود براي سخنراني، هم به كارگيري اين استعداد. اين‌ ها زمينه خجالت نكشيدن مي ‌شود. به نكاتي در اين زمينه توجه كنيد:

1. مخاطبان را، بايد چنان فرض كرد كه نسبت به موضوع، چيزي نمي‌ دانند و مشتاق شنيدن ‌اند و جمع شده‌اند تا از زبان شما بشنوند.

2. اگر درباره موضوعي مطالعه كرده و مطالب كافي داشته باشيم، هنگام سخن به ما قوت قلب مي‌ دهد.

3. اگر رو به روي آينه به تمرين خطابه بپردازيم، براي پيدايش اعتماد به نفس، مؤثر است.

4. به خودمان تلقين كنيم كه توانايي خطابه را داريم و دشواري‌ هاي كار را جزئي و قابل حل و غلبه بشماريم.

5. به خود بقبولانيم كه سخنوران معروف هم ابتدا بي تجربه بوده‌اند و مهارت را با تمرين و ممارست به دست آورده‌اند.

6. جلسه سخنراني را هم‌ چون يك ميدان نبرد تصور كنيم، كه هر چه با روحيه ‌تر باشيم، موفق ‌تر خواهيم بود. با نداشتن روحيه، كار خراب مي‌ شود.

7. گاهي شروع در سخن، مطالب بعدي را به ياد مي ‌آورد و نكاتي هم كه فكر نكرده بوديم، هنگام خطابه بر ذهن و زبان جاري مي ‌شود. اين نيز مايه قوت روح و اعتماد به نفس سخنران است. اندوخته‌ هاي ذهني و محفوظات، گاهي با شروع به سخن، به ياد مي ‌آيد و ناطق را امداد مي ‌رساند.

8. براي تقويت اعتماد به نفس، بايد از پيشنهادهايي كه به انسان براي گفتن يك حرف يا اجراي برنامه يا سخنراني مي‌ شود استقبال كرد. اين مسئوليت پذيري، نيروهاي نهفته انسان را بيدار و فعال مي‌ سازد.

9. كسي كه خود را كاملاً براي ايراد سخن آماده كرده باشد، اعتماد به نفس بيشتري خواهد داشت. پس بايد براي كسب اين آمادگي كوشيد.

مشكل خجالت كشيدن

اغلب افراد، با مشكلي به نام«خجالت كشيدن» از ايراد سخن در حضور جمع، مواجهند و گرفتار دلهره و اضطراب مي ‌شوند. خجالت و منشأ آن چيست؟ و چگونه مي ‌توان با آن مقابله كرد؟ آن ‌كه خجالت مي‌ كشد، يعني از نشان دادن و مطرح ساختن خود، ابا دارد، در خود آن شخصيت و استعداد را نمي بيند كه به ايراد سخن بپردازد. فكر مي ‌كند خراب خواهد كرد، يا آبرويش خواهد رفت، يا ناتواني ‌اش براي ديگران آشكار خواهد شد، يا ممكن است به او بخندند يا مسخره‌اش كنند، يا براي خودش، وجهه و شخصيت كاذبي پنداشته، كه مي ‌ترسد اگر اقدام كند، آن وضعيت و شخصيت فرو خواهد ريخت. اين ‌ها همه پندارهايي است كه انسان را از رشد، باز مي ‌دارد. علي(ع) فرموده است: «قُرِنَتِ الهَيبَهُ بِالخيبهِ وَ الحَياءُ بِالحِرمان»[11] مهابت و بيم داشتن، همراه ناكامي است، و خجالت كشيدن مقرون به محروميت است. عوامل و ريشه‌ هاي خجالت، معمولاً اين‌ هاست:

1. فرهنگ و تربيت خانوادگي.

2. عدم اعتماد به نفس.

3. ترس از مجهولات آينده.

4. احساس حقارت و خودكم بيني.

5. انزوا و گوشه گيري.

6. احساس يك شخصيت موهوم و پنداري و ترس از زوال آن.

7. عدم تمرين و تكرار.

وقتي پدر و مادر، كودكان را از آغاز، از حرف زدن جلوي ديگران منع كنند و ميدان عرض اندام و ابراز شخصيت به آن ‌ها ندهند، كم كم عقده حقارت در فرزندان پديد مي ‌آيد و از حرف زدن در مقابل ديگران خجالت خواهند كشيد و براي سخنراني و خطابه هم ناتوان خواهند بود. در اثر تكرار، ترس ‌ها از بين مي ‌رود و خجالت نابود مي ‌شود و كار براي انسان حالت عادي پيدا مي ‌كند. هر چيز غير عادي، مايه خجالت يا ترس مي ‌شود، ولي اگر عادي و طبيعي شد، خجالت و هراس هم زايل مي‌ گردد. از هرچه خجالت و ترس داشتيم، بايد خود را در كام آن بيندازيم، تا ترس و خجالت، از بين برود و آن هراس و موهوم و وحشت بي جا و بي دليل، زايل گردد. اين تعليم، از امير مؤمنان علي(ع) است كه فرمود: «اِذا هِبْتَ اَمْراً فَقَعْ فيهِ فاِنّ شِدَّهَ تَوَقّيهِ اَعْظَمُ ممّا تَخافُ منه»[12] (هرگاه از چيزي مهابت و بيم داشتي، در آن قرار بگير، چرا كه سختي پرهيز و پروا، بزرگ ‌تر از خود آن چيزي است كه از آن ترس داري) خودِ هول و هراس، شديدتر از آن موضوع بيم ناك است و اگر انسان با آن درگير شد، درمي‌يابد كه آن اندازه هم وحشتناك نبوده است. در مثل‌ هاي عرب است كه: «اُمُّ المقتولِ تَنامُ وَ اُمُّ المُهَدَّد لا تَنامُ». يعني مادر كسي كه كشته شده است مي‌ خوابد، ولي مادر كسي كه تهديد شده است خوابش نمي‌ برد. اين به خاطر همان اضطراب و نگراني از حادثه‌اي است كه هنوز پيش نيامده و هر لحظه ممكن است اتفاق بيفتد. گاهي مانع اقدام انسان، بي خبري از استعداد خويش يا عدم اطلاع از جوانب و پيامدهاي يك عمل است.

پي نوشت ها:

[1]. قال رجل لبنيه: يا بَني!‌ اَصلحوا السنتكم فانَّ الرّجل تنوبُهُ النائبهُ يحبّ اَن يتجمّل فيها فيستعيرُ مِن اخيهِ دابّتَه و ثوبَه، ‌و لا يجدُ مَن يعيره لسانَه. مصنفات شيخ مفيد، ج 2، ص 91.

[2]. غرر الحكم.

[3]. نهج البلاغه، فيض الاسلام، حكمت 384.

[4]. غرر الحكم.

[5]. به بحثِ«كتاب شناسي» در همين مجموعه مراجعه كنيد. در زمينه موضوع شناسي و محورهاي مباحث، براي آشنايان به عربي كتاب«زاد المبلّغين» محسن محمد عطوي و«مفتاح الخطابه و الوعظ» محمد احمد العدوي و«معجم الموضوعات» مناسب است.

[6]. غرر الحكم.

[7]. از كتاب«فن سخن گفتن»، دكتر مظلومي، ص 14.

[8]. در اين زمينه، به«مراحل يك نوشته» در بحثِ«روش نويسندگي» در همين مجموعه مراجعه كنيد.

[9]. تمثيل‌هايي كه آقاي قرائتي و آيت الله حائري شيرازي در بحث ‌هايشان به كار مي ‌برند. قابل دقت است.

[10]. ناطقين زبردست، فصل يازدهم، ص 145(چاپ سوم).

[11]. ميزان الحكمه، ج 2، ص 565.

[12]. نهج البلاغه(صبحي صالح) حكمت 175.

مطالب مرتبط

نوشتن دیدگاه


دسترسی سریع

 

اوقات شرعی

 



آمار بازدیدها :

آخرین به روز رسانی : دوشنبه, 31 شهریور 1393 - 19:56 به وقت تهران

copyright @2014 khalijefars.irib.ir all rights resereved
1392@ تمام حقوق سایت متعلق به صدا و سیمای مرکز خلیج فارس می باشد. هرگونه برداشت مطالب با ذکر منبع بلامانع است