جهش تولید | شنبه، ۱۰ آبان ۱۳۹۹

سازهای ایرانی - بخش دوم - نمایش محتوای موسیقی

 

 

سازهای ایرانی - بخش دوم

چگور(چُگر)

از آلات زهی که بیشتر در نزد روستاییان دیده شده است. چگور ساز اصلی عاشیق های ترک است و نوازنده آن را عاشق نامند. چگور را عاشیق های ایلیات قشقایی و در اکثر مناطق ترک نشین ایران می نوازند چگور سازی بیشتر دوسیمه است که از آن به عنوان ساز عشق و عرفان یاد می کنند.

چَلَب

یا چلپ یا سنج یا زنگ یا تال نوعی آلات موسیقی کوبه ای است که متشکل از دو صفحه برنجی است هر کدام را به یک دست گرفته و براصول ضرب و وزن در دسته های عزاداری استفاده می شود.

چلستا

از آلات کوبه ای شستی دار، و متشکل از تعدادی ورقه فلزی و به شکل پیانوی دیواری است. در این ساز خارج شدن صدا به وسیله ضربه های چکشهایی که بر روی نوارهای فلزی است صورت می گیرد.

چنگ آسوری

نوعی چنگ مثلثی شکل و با قاعده تقریبا مساوی دیگر اضلاع. بدین نام مشهور است و نوازنده هنگام نواختن آن را زیر بغل سمت چپ قرار داده و با دست راست تارها را به صدا در آورده و با دست چپ قطع صدای سیمهای استفاده شده

چنگ (هارپ)

یکی از زیباترین خوش لحن ترین و کهن ترین آلات موسیقی زهی است. در قدمت و سابقه تاریخی چنگ مطالب بسیاری موجود است. چون مراحل تکامل آن به تدریج و به صورت های مختلف انجام گرفته. نوع ابتدایی آن ملهم از کمان شکارچیان بوده و آن چه از تارها و کاسه صوتی و سیم گیر و غیره اضافه بر نوع ابتدایی اش دیده می شود نیز گواه سیر تکاملی چنگ در نزد اقوام مختلف است. نوع ابتدایی آن به شکل مثلثی است با تخته ای بلند و میله ای چوبی که به فرم عمودی بر یک طرف تخته نصب شده است.

چنگ دوشاخی

چنگی دارای محفظه طنینی زیر زه(کمان) و درفاصله دو سومی کمان که مانند و بازو در دو طرف آن افراشته شده است و هنوز هم در برخی مناطق رواج دارد.

چوملک و دمبلک

نوعی ساز و تنبک ضربی از جنس سفالی مانند کوزه های گلی که بر روی آن پوست ضخیمی از جنس پوست گاو، گاومیش کشیده شده و یا ضربات محکم دست و یا چوب نواخته می شده است.

خال

یکی از پنج نوع ساز سرود(قیچک) و تنها ساز زهی آرشه ای در موسیقی بلوچستان ، خال قسمت تحتانی بدنه طنین است که فاقد پوست می باشد.

خالو

نوعی سرنا یا برهان که به شاه نایی و شهنایی نیز مشهور است.

خبوز

نوعی ساز کوچک شبیه زنبورک و از آلات موسیقی ترکمنی می باشد.

خرمهره

از آلات کوبه ای موسیقی و تولید اصوات که بدون پوست بوده با صدایی رسا و بلند و کارآمد در کارزارها و پیکارها، در تعزیه ها، به روایتی خرمهره در کنار دیگر آلات کوبه ای چون گاودم و روئینه ذکر شده.

دایره زنگی

نوعی ساز ضربه ای و کوبه ای که در اعیاد، جشنها، در دست نوروزی خوانان و حاجی فیروز و غیره استفاده می شود. نوع مدرن آن به نام تامبورین در ارکسترها و به عنوان ساز ضربی استفاده می شود.

دُرکُر

از آلات کوبه ای در موسیقی بلوچستان ، طبل استوانه ای شکلی است که یک انتهای بدنه آن دارای وسعت بیشتری نسبت به انتهای دیگر آن است و هر دو سطح قاعده ساز پوست دارد(پوست بر دو سطح کشیده می شود) این ساز به وسیله ریسمانهایی که به طور منکسر اطراف دو پوست را به هم وصل می کنند کوک می گیرد.

دف

دف عربی و فارسی آن دپ از سازهای کوبه ای که دایره بزرگ نیز نامیده می شود. دف متشکل از چنبری است که از چوب سفیده یا چوب بید ساخته شده و بر یک طرف آن پوستی از بره کشیده می شود. و حلقه های فلزی کوچک به شکل آویزه چندتایی (زنجیره ای) از داخل جداره چنبره آویزان شده. دف بر کف هر دو دست قرار گرفته و با سرانگشتان هر دو دست بر یک سمت آن نواخته می شود و گاه ضربه ای بر وسط پوست کشیده یا زده می شود.

دلربا

نوعی ساز از آلات موسیقی زهی با صوتی گرم و عارفانه که در مجالس عرفانی و صوفیه و خانقاه نواخته می شود.

دمامه

یا دمام از آلات موسیقی ضربی با پوستی دورویه است که سمت راست را با چوبی کوچک و سمت چپ را با دست و یا هر دو سمت را با دو دست (بیشتر در جنوب ) می نوازند.

دوتار

سازی از خانواده تنبور که در بین ترکمن ها و ایلیاتهای آنها رایج است و دارای دو سیم می باشد. در مناطقی از خراسان مثل تربت جام و دیگر مناطق نیز وجود دارد.

دودک(توتک)

نوعی نی لبک از انواع نای و از آلات بادی(بیشتر محلی و روستایی ) است که از جنس گل رس ساخته شده و به همین دلیل نیز به نای گلین یا توتک گلی مشهور می باشد. از این ساز در متون قدیمی نیز مکرر یاد شده است.

 

 


دوزله

نی جفتی و دو آهنگ از آلات بادی موسیقی و رایج در میان عشایر و ایلیات ایران این ساز دارای دو زبانه همصدا است و متشکل از دو لوله مجوف استخوانی یا نی ای یا خیزران است که با صدای مختص فرهنگ روستایی

ساز دونای

نوعی ساز(نی) با دو لوله به هم چسبیده. با طول و ضخامتی مساوی که هر یک دارای پنج سوراخ بوده این نای مختص ایرانیان بوده و در آثار مختلف از آن یاد شده است.

دهل بلوچی

نوعی از دهل محلی به شکل استوانه یا مخروط ناقص که همانند دهل بوده و طرفین آن پوست گاومیش کشیده شده و مضرابهای آن شامل یک چوب ضخیم و ساده و مضراب دیگر شامل چند قطعه استخوان است که به وسیله پارچه یا چرم به انگشتان وصل شده نواخته می شود.

دهلک نال

در مناطق بلوچستان و پاکستان نوعی دهل دورویه و بلند وجود دارد که نوازنده آن را میان دو ران خود قرار داده و با دو دست آن را می نوازد.

دی دی

از آلات بادی موسیقی بلوچستان و شامل دو نی کاملا مجزا از هم که هر یک با طول متفاوت ساخته شده است.

رباب

از آلات موسیقی زهی سازی بسیار قدیمی است و هم ردیف چنگ و عود می باشد. رباب با اشکال یک سیمه، دوسیمه، سه سیمه در قدیم وجود داشته و جنس تار آنها از ابریشم یا موی اسب می باشد.

ساز سربازی

نوعی آلات کوبه ای یا طبل کوچکتر از دهل و بزرگتر از طبل کوچک و از آلات موسیقی بلوچستان که به همراهی دهل یا سرنا و با دو مضراب چوبی نواخته می شود. آن را بر روی زمین قرار داده و می نوازند و بیشتر در مراسم عزاداری استفاده می شود.

سرنای

از آلات بادی قدیمی که معمولا با همراهی دهل در مجالس و به خصوص در روستاها و اماکن دیگر نواخته می شود و نام آن مرکب از سور یا سُر به معنی جشن و سرور و نای به معنی نی می باشد، که در جشنها و اعیاد نواخته می شده و صدایی شاداب دارد.

سنتور

از آلات زهی موسیقی و مضرابی ایران با سابقه ای بسیار کهن در حجاریهای آشور قدیم این ساز دیده می شود و همین طور در نقوش و تصاویر قبل و بعد از اسلام در ایران مشاهده می شود. و بعدها در قرون وسطی به کشورهای غربی و سایر ممالک راه یافته است. امروزه بیش از دهها نوع سنتور مانند سنتور عراقی، ایرانی، هندی، فرانسوی، مصری، ترکی ، سنتور فرنگی، و غیره وجود دارد که هر یک با توجه به فرهنگ و ذوق و سلیقه اقوام تغییرات جزئی در شکل و فرم و یا تعداد سیمها داده اند.

سنج ایرانی

سنج از آلات کوبی که از قدیم جزو وسایل موسیقی ضربی ایرانی محسوب شده و مورخین آن را از ابداعات ایرانیان می دانند.

ستار پوستی

همانطور که در مبحث سه تار مطرح شده است انواع ستارپوستی، زیرعبایی، کوچک و ستار تخت وجود دارد که بعد از ستار معمولی دو نوع پوستی و تخت آن مهم است. ستارپوستی سازی است که در قسمتی یا تمام سطح صفحه به جای چوب از پوست نازک استفاده شده و دارای صدای بمتر و طنین بیشتری از ستار معمولی است.

شاخ آبنوسی

از سازهای بادی چوبی قدیمی است که شکل و شمایل شاخ داشته و از جنس چوب آبنوس احتمالا به شکل شاخ تراشیده و داخل آن را خالی می کرده اند.

شش تار

از آلات زهی موسیقی و دارای شش سیم که دوتا دوتا کوک می شده کاسه آن به شکل ستار و گلابی شکل اما کمی بزرگتر(کوچکتر از کاسه عود) و در دو نوع دسته بلند ودسته کوتاه ساخته می شده. به طور کلی شش تار، ستاری بزرگ است که کاربرد چندانی نداشته و ظرافت فرم و صدای ستار را نیز ندارد.

سه تار

سه تار از سازهای زهی مضرابی و زخمه ای است که با ناخن سبابه نواخته می شود ستار یا ستویه سازی سه سیمه بوده که در زمان قاجاریه چهار سیمه می شود.

شمشال

از آلات بادی موسیقی محلی کردستان و نواحی جنوب ایران با لولۀ فلزی به طول 45 تا 50 سانتی متر با چهار تا پنج سوراخ در پشت که در نوازندگی آن صورت نوازنده به همراه نفس می آمیزد. حدود صوت در هر بخش، هفت نت و گاهی تا یک اوکتاو است و صوتی دو بخش متشکل از بم و زیر با فاصله یک اوکتاو دارد.

طبل ایرانی

از آلات کوبه ای پوستی (دورویه) با سابقه ای طولانی که به وسیله کوبه چوبی عصایی یا گرز بر هر دو سطح آن نوخته می شود. آوای بلند و بم طبل نوعی اعلان خبر در مراسم عروسی و جشنها در جنگ و عزا، کاروان ها و اعلان تجمع مردم مورد استفاده قرار می گرفته است.

قاشقک

از آلات کوبه ای که در جنوب ایران مورد استفاده است و در نزد سایر ملل نیز مورد استفاده دارد. عبارت از دو قطعه چوبی تخت یا تو گود یک سر آن مثل قاشق فرورفتگی دارد و هنگام به هم زدن گودیها مقابل هم است و صدایی که نگهدارنده ریتم است و زیر و بمی خاصی ندارد.

طنبوره بلوچی

از آلات رشته ای معمول در موسیقی بلوچستان و از خانواده تنبور با چهار سیم، و دسته ای کوتاه و کاسه ای وسیعتر از تنبور و بدون پرده بندی معمول. برای نواختن آن ته کاسه ساز را بر زمین گذاشته و دسته به حالت عمودی قرار می گیرد و نوازنده با دست راست زخمه می زند.

قانون

از آلات زهی موسیقی که از زمانهای قدیم تا به امروز در موسیقی ایران نواخته می شود.

کرنای

کر به معنی کارزار و جنگ، نای به معنی نی از آلات بادی و با قدمت بسیاز زیاد که در جنگ، اعیاد، ایام سوگواری و غیره نواخته می شود.

کرنای شمالی

نوعی نفیر دراز در ولایات شمالی ایران که در مراسم سوگواری و ایام عاشورا نواخته می شود. کرنای شمالی از جننی و با طول حدود 3 متر بوده و فاقد سوراخ می باشد و استخراج صوت از قسمت دهانی که به شکل استوانه مستقر بر روی لوله است، قدری مشکل است.

کرنای فارس

کرنای دوزبانه که با دو اندازه مختلف و مشابه سرنای دزفولی و بختیاری با شش تا هفت سوراخ بر روی لوله بلند آن که قسمت بالایی طرف دهانی آن از جنس چوب است و قسمت دیگر لوله ای فلزی می باشد.

کرنای مشهدی

این نوع کرنا که با لوله فلزی و بدون سوراخ بوده که در طول لوله سه برآمدگی یا قپه و بنا بر عقاید مذهبی مانند برآمدگیهای روی استوانه گلدسته ها می باشد. این کرنا بسیار ساده و یک تکه می باشد.

کِسِر

نوعی ساز کوبه ای محلی مشابه دهل و دورویه پوستی که در نواحی جنوبی ایران (هرمزگان) و به همراه دو ساز دهل نواخته می شود.

گورگه

طبلی است بزرگتر از نقاره و پوست آن کمی نازکتر (معمولا از پوست گوسفند ساخته می شود) کاسه آن نیز گِلی بوده و با دو عدد چوب یا ترکه نازک نواخته می شود.

بالابان

سازی است بادی از سازهای محلی کردستان و آذربایجان با لوله ای چوبی و استخوانی و با قمیش و تعداد هفت سوراخ که روی لوله استوانه آن تعبیه شده است.

کمانچه

از آلات زهی که به وسیله کمان(آرشه مخصوص) نواخته می شود کمانچه سازی قدیمی و با فرمی زیبا است که دارای چهار قسمت اصلی کاسه، دسته و پایه و کمان می باشد کاسه آن تقریبا یک کره کامل است که قسمتی از آن برداشته شده و بر آن پوست کشیده شده است.

مارسار(گپ دهل)

مارسار یا دهل گپ از آلات کوبه ای پوستی دورویه و مقداری بزرگتر از دهل است که در مناطق جنوبی ایران رایج است. دهل گپ از یک طرف با چوب و از سمت دیگر با دست نواخته می شود و معمولا به همراه سرنا بوده و پایه ریتم را حفظ می کند.

نی (نای)

ساده ترین نوع ساز بادی است که به شکل طبیعی استوانه ای میان تهی و در ابعاد متفاوت و با سوراخ هایی در روی آن و یک سوراخ در پشت آن .

نفیر

از سازهای بادی و در واقع نوع کوچک کرنا یا شیپور است.

نقاره

از آلات کوبه ای موسیقی مرکب از دو طبل کوچک یا دو طبل کوچک و بزرگ در کنار هم است که طبل بزرگتر صدای بم و طبل کوچکتر صدای زیرتری دارد.

نی انبان

از آلات بادی مخصوص مناطق جنوبی ایران و بعضی کشورهای عربی و اروپایی مثل اسکاتلند، ایرلند و غیره.



جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ